شنبه 4 آذر 1396.
امروز :

Cambridge IELTS BOOK 5

TEST3

Listening

  Important Phrases and Functions of all Sections

-------------------------------------------------------------------------

 

براي راحتي بيشترشما Function  ها و كلمات مهم را جدانكردم، بلكه آنها را به همان ترتيبي مي نويسم كه شما هنگام گوش كردن و خواندن Script‌ برخورد خواهيد كرد،  فراموش نكنید براي تهيه اين متن 5 ساعت وقت صرف شده است، پس لااقل 2 ساعت وقت برای آن صرف کنید.  اميدوارم اين خدمت كمك كند كه شما هرچه زودتر به هدفتان برسيد و من هم  به موفقيت شما ببالم. به اميد ديدار شما

 

شما مي توانيد از اين عبارات و جمله واره ها  (Functions)  ها براي تقويت مهارت صحبت كردن استفاده كنيد.هر كدام از آنها را مي توانيد بارها استفاده كنيد، متوجه خواهید شد كه اين كار بسيار بهتر از ساختن يك جمله جديد است، چون به اين شكل مانند يك بومي صحبت خواهيد كرد، نه كسي كه انگليسي را فارسي صحبت كند! ( متد آموزش Speaking بابک عبادی )

 

سعي كنيد قسمتهاي اصلي جملات را خودتان تشخيص دهيد،‌يعني همان قسمتهايي كه  معمولا ساختار ثابت جمله را تشكيل مي دهند، در حاليكه بقيه جمله را مي توان تغيير داده و متغيرهايي ديگري را به جاي آن قرار داد.

 

 

با تشكر از آقاي مهندس زرين شاگرد عزيزم، كه اين ايده را براي اولين بار مطرح كردند.

موفق باشيد

 

بابک عبادی

http://www.english-ebadi.com 

 


تمامي ترجمه ها به شكل تحت الفظي است، يعني اينكه نزديك ترين و روان ترين معني فارسي براي جمله در نظر گرفته شده است، خوب است كه در معني تك تك كلمات تفكر


 

 

Section 3

 

1.      I’ve got mine here.

  مال من اينجاست

2.      …,I do know that ,…

 من این را می دانم ( do  برای تاکید روی کلمه دانستن استفاده شده است.)

 

 

3.      …It was the day after,

و روز بعدش بود

              The day after tomorrow=   پس فردا  

  روز بعد از يکشنبه=   The day after Sunday    

روز قبل از يکشنبه  =    The day before Sunday

   پريروز   =  The day before Yesterday

 

4.      …,that was the easy bit,…

 اين قسمت آسونش بود

5.      …-“Please give your comments on the following aspects of the course”,…

لطفا نظر خودتان را در مورد موارد زير در رابطه به دوره آموزشي بفرماييد 

      Function: To give your comments = نظر دادن، ابراز نظر کردن 

      Following = پيرو، پيامد، بعد از اين، سطر پايين

      Follow = تعقيب کردن، در پس چيزي آمدن، پيروي کردن

      Aspect = مقوله، موضوع، مورد، مبحث 

      Function: Give comment on …= در مورد چيزي نظر دادن

6.      It was a good thing he gave us the course outline at the beginning ,…

 کار خوبي بود که در شروع دوره ( دوره آموزشي) به ما يک خلاصه از سرفصل هاي دوره داد

      At the beginning = در آغاز

.      …,so I’ll put that down,  shall  I?  پس اينو مي نويسم، بنويسم؟

 To put (sth) down =چيزي را نگاشتن

7.      …it seemed dead easy.

   بسيار آسان به نظر مي رسيد

      Dead easy = اصطلاحي است به معني " خيلي آسان"

      Dead = مرده، خيلي زياد

8.      …we got a whole load of work,…

 ما يک عالمه کار داشتيم

  Whole load of : تمامي ظرفيت يک چيز، نهايت مقدار يک چيز، نهايت گنجايش

9.      Yes, it’d be better if it was more even.

  بلي، بهتر مي بود اگر متعادل تر بود

      Even= حتي، متعادل، همسان، يکسان، مساوي

10.      OK, now course delivery ,…

 انتقال مطلب درسي، درس دادن، انتقال مطلب

11.  Let’s put that then.

  پس همين را مي نويسيم

12.  …I didn’t think it was all that wonderful when we had great long group discussion sessions that went on for hours and hours.

  من فکر نمي کنم اين واقعاً جالب باشه که جلسات بحث هاي گروهي براي ساعت ها طول بکشه 

      It was all that wonderful = اين کاملا عالي و جالب باشه که

     To go on for hours and hours = براي ساعتهاي مديد ادامه پيدا کردن

13.  handouts

 بروشور ها، کاغذهايي که حاوي اطلاعاتي در مورد مطالب آموزشي است، معمولا با ذکر خلاصه اي از مباحث، ساعات آموزشي و ذ کر منابع

14.  One problem though with materials was the key texts.

   يکي از مسائل مربوط به نوشته ها، لغت هاي کليدي بود

      Key Texts: لغت هاي کليدي را مي گويند که در پايان کتاب هاي حجيم ليست شده اند و شماره صفحه اي که آن لغت در آن صفحه استفاده شده است در مقابلش يادداشت شده است.

15.  There just weren’t enough copies on reserve in the library.

  کپي هاي کافي در کتابخانه آماده نشده بود.

      To be on reserve = آماده نگه داشتن، رزرو شدن، از قبل مهيا کردن

16.  …,how are you supposed to do the reading ?

  چطور از تو انتظار مي رفت که بتوني بخش خواندني را انجام بدي؟

      Function :To be supposed to= انتظار رفتن، چيزي که از قبل انتظارش را داريم

      He is supposed to be here at 5 = از او انتظار مي رود که رأس 5 اينجا باشد

      How am I supposed to help you, if you don’t want it = چطور از من اتظار داري که کمکت کنم، اگر خودت نخواهي؟ ( با اينکه جمله مجهول است ولي براي راحتي در معني آن را به شکل معلوم ترجمه مي کنيم.)

17.  You have to wait ages to get one.

   تو ( تو نوعي) بايد عمري صبر کني تا يکي بدست آوري

      Function: Wait for ages = سالها صبر کردن   

      It’s been ages = خيلي وقته، وقته زياديه، خيلي طول کشيد   

     Hi ! It’s been ages, where have you been?

سلام، خيلي وقته همديگر را نديديم! اين همه مدت کجا بودي؟

18.      …, I only got mine in yesterday ,…

مال من ديروز بدستم رسيد

19.      It was a real struggle.

    براي خودش يک کار بزرگه، يک شاخ قول شکستنه! ( اصطلاحي است که براي عملي استفاده مي شود که بسيار سخت يا وقت گير باشد.) 

                Struggle = ستيز، جنگ، تقلا کردن، تلاش کردن، مبارزه کردن

.      …, the way I got my feedback really quickly.

1.      روشي که بتونم سريعاً بازخورد بگيرم ( سريعاً نظر مخاطبم را بدانم.)

20.      And I liked the way we knew what we’d be evaluated on…

            liked the way we knew > I liked that we knew the way

  دوست داشتم که مي دانستيم طريقي را که ارزشيابي خواهيم شد

      What we’d be evaluated > What we would be evaluated on = بر اساس چه چيزي کار ما ارزيابي خواهد شد. 

      To be evaluated on = ارزيابي شدن بر اساس ...

      She was evaluated on her speaking skill, not on her writing.         

او بر اساس توانايي گويشش ارزيابي شده بود، نه بر پايه توانايي نگارشش

Grammar : what we would be evaluated on :  

کلمه Would به معني اين است که ارزيابي قرار بوده در آينده اتفاق بيافتد. به عبارت ديگر در اين جمله گرامر " آينده در گذشته " را مي  بينيم: هر موقع قرار باشد فعلي که در آينده اتفاق بيافتد در زمان گذشته توضيح داده شود از Would + Simple Verb   استفاده مي کنيم،

 بعنوان مثال

" من مي خواستم که بروم ( کاري که قرار بوده در آينده انجام شود، ولي نيتش در گذشته انجام شده است.)=   I would want to go

من مايل بودم برم = I wanted to go

پس کلمه Would  همان Will است که چون جمله به زمان گذشته رفته، به Would تبديل شده است.

     I will go to cinema > he said that he would go to cinema.

     من به سينما خواهم رفت > او گفت که به سينما خواهد رفت

21.      …, we know the criteria,…

 ما شرايط را مي دانيم  

.      Criteria : شرايط، ضوابط، شروط 

 

    …-What are the criteria?   =        ضوابط چه هستند؟

 

22.  What makes a pass or a fail?

 

    چه مواردي باعث قبولي يا ردي مي شود؟

 

23.      I thought student support  was excellent .

 من فکر مي کنم که حمايت از دانشجويان عالي بود

24.      No, I can’t think of anything else.

 نمي تونم به چيز ديگري فکر کنم

25.      Nor me.

 

 و نه من  

      Nor me  

      Nor = نه اين و نه آن   

      I don’t like cigar nor sugar = من نه سيگار دوست دارم نه شکر

 

 


 

تمامی حقوق مادی و معنوی این اثر متعلق به وب سایت آموزش خصوصی زبان انگلیسی بابک عبادی است

و در صورت استفاده از آن نام " آموزش خصوصی بابک عبادی" و ذکر لینک www.english-ebadi.com را فراموش نکنید.

 


 

 

با آرزوی موفقیت برای شما که به زندگی بهتر می اندیشید!

بابک عبادی

 http://www.english-ebadi.com

 

لطفا در صورتیکه اشتباه (تایپی و یا هر اشتباهی ) در این متن می بینید، منت گذاشته و در فرم تماس (کلیک کنید)   ارسال کنید.

 

 

 

تمامی حقوق مادی و معنوی این اثر متعلق به وب سایت آموزش خصوصی زبان انگلیسی بابک عبادی است

و در صورت استفاده از آن نام " آموزش خصوصی بابک عبادی" و ذکر لینک www.english-ebadi.com را فراموش نکنید.

 

 

 

نظر خود را اضافه کنید.

0
/component/komento/?controller=captcha&task=display&tmpl=component&captcha-id=46017
شرایط و قوانین.

برای کسب اطلاعات بیشتر در خصوص دوره ها و ثبت نام با ما تماس بگیرید

کارشناسان آموزش به سوالات شما پاسخ خواهند داد.

ارتباط با ما