چهارشنبه 29 شهريور 1396.
امروز :

Brain1

بررسی مسائل رایج روانشناختی در مسیر موفقیت

به عنوان یک روانشناس و همینطور یک مدرس شاهد مسائل روانشناختی مختلفی بودم که برای زبان آموزان پیش می آمد و جلوی موفقیت آنها را می گرفت، این مسائل را به مرور برای شما عزیزان بازگو خواهم کرد تا نه تنها در مسیر یادگیری زبان انگلیسی، بلکه در مسیر زندگی بتوانید یک برنده باشید. در این مقاله یکی از رایج ترین این مسائل را با هم بررسی می کنیم.

تعریف مسئله: دلسردی به خاطر نداشتن احساس پیشرفت مانند روزهای اول

Original1

مسئله:نمی دانم چرا دیگه احساس پیشرفت نمی کنم؟ احساس می کنم انرژی ام تحلیل رفته و به موفقیت نخواهم رسید، آن سرعت پیشرفت روزهای اول را دیگه حس نمی کنم.

تشریح مسئله:حتما برای همه ما پیش آمده که برای رسیدن به هدفی یا آرزویی تلاشی را شروع کرده باشیم و بعد از مدتی دچار این حس شده باشیم که با سرعتی که باید دیگر پیشرفت نمی کنیم؟ مایوس شده باشیم و یا لااقل دیگر مثل روزهای اول مشتاق و امیدوار نباشیم؟ برای من نیز بارها این احساس در مسیر زندگی پیش آمده و امروز خیلی خوب درک می کنم که علت این تصور چیست و چقدر این مسئله در بین انسانها معمول است. در این مقاله برای شما توضیح خواهم داد که علت این احساس چیست و چطور باید با آن برخورد کرد.

Desperation

زمان وقوع این مسئله: دلسردی به خاطر نداشتن احساس پیشرفت، همیشه در خلال مسیر های طولانی موفقیت سر می زند، مثال های زیر برای اکثر ما آشنا هستند: دلسردی در کم کردن وزن برای انسانهای چاق، دلسردی در یادگیری زبان انگلیسی بعد از چند ترم، دلسردی در انجام تمرینات بدن سازی بعد از چند ماه، دلسردی در تلاش برای موفق شدن در یک طرح تجاری جدید بعد از قدری تلاش، شما نیز حتما مثال هایی از دلسردی در مسیر های طولانی دارید؟

ماهیت مسئله: این احساس چیست و چرا وجود دارد؟دلسردی به خاطر نداشتن  احساس پیشرفت، یعنی احساس اینکه که دیگر مثل روزهای اول پیشرفت نمی کنید و دیگر مطمئن نیستید که ادامه فعالیتتان شما را به موفقیت خواهد رساند، این احساس در حقیقت یک اشتباه ذهن است که به علت اشتباه در ادراک واقعیت پیش می آید، ساده تر بگویم، همانطور که ما خیلی از مواقع دچار خطاهای ادراکی می شویم، مثلا خطای دید، ذهن ما نیز در برخی از مواقع دچار خطاهای شناختی می شود و یا به عبارت ساده تر ما دچار خطا در قضاوت درباره واقعیت می شویم. این خطاهای ذهن احساسات ما را تحت تاثیر خودشان قرار می دهند و باعث می شوند که دلسرد شویم. یکی از مهمترین درس هایی که یک انسان موفق می گیرد این است که بداند: تفاوت است بین احساس کردن موفقیت و موفق شدن.

Dont Beleive 300x225

علت وجود مسئله: این خطای شناختی که باعث دلسردی می شود چیست؟

1-(توهم قیاس تغییر): در ماه های اول شما تغییرات خودتان را بیشتر احساس می کنید چون تازه شروع کردید واز سطح صفر شروع به حرکت می کنید، بعنوان مثال زبان آموزان مبتدی همیشه احساس پیشرفت بیشتری دارند چون هرچه یاد می گیرند از هیچ که نمی دانستند خیلی بیشتر است، ولی این احساس در سطوح متوسط کمتر می شود و بالاخره در سطح پیشرفته میزان یادگیری در هر ترم خیلی کمتر به چشم می آید.

به همین خاطر اکثر زبان آموزان در سطح متوسط رها می کنند و زبان آموزان کمتری به سطح پیشرفته و تکمیل نهایی زبان انگلیسی می رسند، عین همین اتفاق را شما در باشگاه های ورزشی مشاهده می کنید، همه افرادی که به نیت کم کردن وزن یا زیبایی اندام به باشگاه های ایروبیک یا بدن سازی مراجعه می کنند، در آغاز از شدت تغییراتی که در بدنشان احساس می کنند خوشحال و هیجان زده هستند، سپس بعد از چند ماه که وارد مرحله متوسط می شوند احساس می کنند که دیگر بدنشان به آن شکل که باید جواب نمی دهد و تعداد اندکی از آنها تا سطح پیشرفته ادامه می دهند، به همین علت شما همیشه در باشگاه ها شاهد وجود افراد چاق زیادی هستید ( تازه وارد ها) ، گروه کمتری را افرادی با بدنی کمی ساخته شده تشکیل می دهد، ولی افراد کاملا خوش هیکل که بدنی بی نقص و کاملا ساخته شده داشته باشند به ندرت مشاهده می شوند. ولی واقعاٌ چرا اینطور است؟ علت دلسردی افراد چیست؟ چرا تا آخر برنامه را ادامه نمی دهند؟ علت یک خطای ذهن است که باعث دلسردی مردم می شود، که آنرا توهم قیاس تغییر می نامیم، یک توهم شناختی بسیار معمول است که اکثریت مردم را در مسیر موفقیت به اشتباه به ناامیدی می رساند، برای درک کردن این توهم به مثال زیر توجه کنید:

فرض کنید شخصی فقط یک درس از زبان انگلیسی می داند و در ترم اول به عنوان مبتدی به او 10 درس دیگر یاد می دهیم ( بعنوان یک مثال ) = دانش او 1000 درصد افزایش یافته! ( یعنی 10 برابر شده است! )

حال همین شخص 4 ترم کلاس آمده و در هر ترم 10 درس یاد گرفته = تا الان 40 درس یادگرفته

این شخص در ترم 5 ام نیز 10 درس یاد می گیرد = دانش او در این ترم فقط25 درصد بیشتر شده ! ( یعنی فقط یک چهارم بیشتر شده!)

حالا این شخص می خواهد سرعت پیشرفت خودش را در ماه اول با ماه پنجم بسنجد، احساس می کند که ماه اول 1000 درصد پیشرفت کرده و دانشش 10 برابر شده است، در حالیکه در ترم پنجم تنها 25 درصد به دانشش افزوده شده و حتی دانشش دوبرابر نیز نشده است، او دچار این خطای شناختی می شود که سرعت پیشرفتش بسیار کاهش پیدا کرده، در حالیکه واقعیت این است که سرعت پیشرفتش تغییری نکرده، بلکه در قیاس روز اول که هیچ چیز نمی دانسته الان معلومات بیشتری دارد و کمتر متوجه تغییرات خودش می شود! این خطای شناختی با گذراندن هر ترم بیشتر و بیشتر می شود ، زبان آموزان سطح پیشرفته تقریبا در پایان هر ترم احساس می کنند که هیچ تغییری نکردند! به خاطر اینکه مجموع آنچه در ترم های گذشته آموختند آنقدر زیاد است که 10 واحد دانش جدید در مقابل آن مثل قطره در مقابل دریاست!

همینطور که در این مثال ها مشاهده می کنید، ذهن ما به راحتی مقادیر را با قیاس نسبت تحلیل کرده و اشتباه می کند. ما حتی اینکار را به شکل عمدی انجام نمی دهیم، بلکه در ناخودآگاه ما انجام می شود، به همین علت انسانهای بسیار فقیر، یا بسیار مبتدی خیلی راحت تر از انسانهای ثروتمند و یا دانشمند احساس پیشرفت می کنند.

خلاصه مطلب:انسانی که چند ماه است مسیر موفقیت را شروع کرده و دانشی یا نتیجه نسبی بدست آورده به اشتباه می اندیشد که سرعت پیشرفتش کاهش پیدا کرده است، ولی در حقیقت او هنوز به همان اندازه و با همان سرعت قبل در حال پیشرفت است ولی چون دیگر مثل روز اول در سطح صفر نیست، پیشرفتش کمتر به چشم می آید.

 

2-سطح انتظار غیر واقع بینانه:وقتی که مسیر موفقیت برای رسیدن به هدف را شروع می کنیم برای رسیدن به هدف برای خودمان زمانی را در نظر می گیریم، گاهی این زمان واقع بینانه نیست، مثلا فرض کنید شخصی مایل است که از سطح مقدماتی در زبان انگلیسی در 100 ساعت به سطح کاملا پیشرفته در زبان انگلیسی برسد، این شخص بعد از گذراندن 50 تا 60 ساعت آموزش کاملا دچار دلسردی می شود، وقتی که انتظار غیر واقع بینانه ای داریم حتی اگر این انتظار را بیان نکرده باشیم، بهرحال در ذهن ما باعث بوجود آمدن سطح توقع غیر واقع بینانه ای میشود که به سرعت سطح استرس را در ما افزایش داده و باعث کاهش انگیزه می شود. مراکز آموزشی بسیاری از این اشتباه مردم سو استفاده می کنند، شما هر روز می توانید در روزنامه شهرتان آگهی های بسیاری ببنید که به افرادی که آرزوی غیر واقع بینانه ای دارند امید های غیر واقع بینانه می دهند، این آگهی ها با شعار هایی مانند ( تسلط در مکالمه انگلیسی در 30 جلسه، لاغری در 1 ماه! و یا آگهی های مانند درآمد ماهی 10000 هزار دلار در ماه با کار در منزل) از انسانهایی که سطح انتظار غیر واقع بینانه ای برای رسیدن به موفقیت دارند درآمد کسب می کنند. اشتباه نکنید گاهی میان بر هایی برای موفقیت وجود دارد، ولی هر شعاری لزوما یک میان بر نیست.

Connected Decisions Newsletter 010 Square Peg Round Hole Istock 000004489202xsmall

-توهم در درک معنی مسولیت: بارها مشاهده کردید که شخصی در باشگاه ورزشی در کنار شما ورزش می کند ولی یک مربی خصوصی دارد؟ با کمی کنجکاوی متوجه خواهید شد که مربی همان برنامه ای را برای آن ورزشکار طراحی کرده که کم و بیش شما با آن ورزش می کنید. ، البته مربی سعی می کند او را در انجام درست حرکات ورزشی راهنمایی کند، ولی حقیقتا آن شخص به این علت مربی نگرفته و علت اصلی استخدام مربی خصوصی چیز مهمتری است. ، وظیفه اصلی مربی باشگاه این است که او را وادار به انجام حرکات ورزشی کند؛ وقتی که او احساس می کند که دیگر بدنش خسته شده و کم آورده، مربی با سماجت و با حالت امری سرش فریاد می زند که ادامه بده! رها نکن! بله درست است، بسیاری از مردم پول می دهند که کسی به آنها یادآوری کند که نباید رها کنند! وقتی که شما شب از یک کلاس زبان به منزل برمی گردید، مدرس شما مانند مربی باشگاه در کنارتان نیست که سرتان فریاد بزند که تنبلی نکن، رها نکن، بشین بخوان، تمرین کن، برنامه را درست تمام کن! سوالاتت را یادداشت کن که از من بپرسی! بلکه مدرس تنها نقش آموزش دهنده را دارد، ولی آیا این تمامی چیزی است که شما برای موفقیت نیاز دارید؟ بسیاری از موسسات تلاش می کنند که به شکلی به زبان آموزان مشاوه روانشناسی دهند، با آنها صحبت کنند تا آنها را از ناامیدی باز دارند، ولی در نهایت این یک واقعیت است که زبان آموزانی موفق به رسیدن به هدفشان می شوند که بدانند مسولیت موفقیت با خود آنهاست و سخت کوشی و تمرین مطابق برنامه آموزشی کار هر شخصی نیست. توهم درک معنی مسولیت یا به عبارتی پنداشتن این فرض که تنها ثبت نام کردن در یک کلاس خوب زبان انگلیسی شما را به موفقیت می رساند و آن کلاس مسول موفقیت شماست، باعث شکست شما خواهد شد. شما باید بپذیرید که بهترین کلاسهای دنیا نیز تا زمانی که شما مسولیت خودتان را انجام ندهید شما را به نتیجه نمی رسانند.

راه حل چیست؟ و چطور جلوی این دلسردی را بگیریم؟

Sum Up Success 300x199

از خودتان سه سوال زیر را بپرسید تا ذهنتان نسبت به واقعیت آگاه شود:

سوال اول: آیا روش سنجش موفقیت را درست انتخاب کردم؟ یا خودم را با احساس موفقیت در ماه اول که هیچ نمی دانستم مقایسه می کنم؟

سوال دوم: آیا مدت زمان لازم برای رسیدن به نتیجه نهایی را درست تخمین زدم و یا توقع غیر واقع بینانه ای دارم؟

سوال سوم: آیا به آن اندازه که بایدو خودم در دلم می دانم برای رسیدن به موفقیت تلاش می کنم؟ و یا در انجام برنامه های آموزشی تنبلی و یا کم کاری کردم و توقع دارم مدرسم برای من کاری بکند؟

بازنده ها چه کار می کنند؟

برای رسیدن به موفقیت یکی از هوشمندانه ترین تکنیک ها مشاهده رفتار بازنده هاست، پیدا کردن افراد برنده در زندگی سخت تر از بپیدا کردن افراد بازنده است، اینطور نیست؟ کافی است که یک نگاه به اطرافمون بیاندازیم، بازنده های زیادی در جامعه ما زندگی می کنند، اما برنده ها معمولا در قله ها هستند و ارتباط مستقیم با آنها کار ساده ای نیست. تعداد دوستان برنده ما در هر زمینه ای معمولا انگشت شمار است. هیجان انگیزترین حقیقت این است که یک بازنده به اندازه یک برنده می تواند به شما کمک کند تا تصمیم گیری درستی داشته باشید.

Mistake 22

واکنش بازنده ها در هنگام مواجه شدن با این مسئله ( دلسردی به خاطر عدم احساس پیشرفت مانند روزهای اول ) یکی از گزینه های زیر است:

تصمیم اشتباه اول:مسیر موفقیت را رها می کنند و تلاش می کنند که برای چند ماه اصلا بهش فکر نکنند تا انرژی کافی روانی برای شروع مجدد داشته باشند. معمولا برای خودشان اینطور توضیح می دهند که باید انگیزه و انرژی کافی پیدا کنم که دوباره شروع کنم. یا اینکه باید آنچه تا امروز یاد گرفتم را دوره کنم چون از کلاس عقب افتادم. ولی در حقیقت آنها توقف می کنند تا بار دیگر که شروع می کنند دوباره همان هیجان شروع راه موفقیت را احساس کنند.

تصمیم اشتباه دوم: به دنبال روشی می گردند که مسیر کوتاه تری برای موفقیت به آنها وعده دهد، معمولا از این موسسه به آن موسسه، از این متد به آن متد، از این مدرس به آن مدرس کوچ می کنند و هرگز هیچ کدام از این راه ها به اتمام نمی رسانند، آنها نمی دانند که حتی یک متد آموزشی قدیمی و نه چندان سریع کافی است که آنها را به موفقیت برساند و حالا که یکی از بهترین و سریعترین متد های آموزشی را در اختیار دارند، نباید اینقدر به تعویض متد یا مدرس فکر کنند، بلکه باید به پشتکار و سماجتشون برای تمام کردن دوره بیاندیشند.

تصمیم اشتباه سوم: برنامه ریزی های منزل را به طور کامل انجام نمی دهند و از مدرسشان می خواهند که به آنها انرژی و انگیزه دهد و راه حلی برای آنها پیدا کند، از مدرس می خواهند که براشون مشخص کند که دقیقا چه کار کنند که به موفقیت برسند، در حالیکه در ته دلشون می دانند که باید چه کار کنند! می دانند که مطالعه کافی ندارند، می دانند که تمرین کافی انجام نمی دهند، می دانند که معجره ای لازم نیست! و معجره ای نیز وجود ندارد! ولی با این حال ناامیدانه سوالهایی می پرسند که پاسخی ندارد، مثل اینکه: من چی کار کنم که مکالمه ام قوی بشه؟ احساس پیشرفت نمی کنم! پاسخ این سوال را خودشان می دانند، باید تمرین کنند، باید لغت معنی یاد بگیرند، باید سوال هاشون را یادداشت کنند. اما چون این همه کار برای آنها سخت و طولانی جلوه می کند و احساس اعتماد به نفس برای پذیرش این مسولیت را ندارند، در نتیجه تلاش می کنند که مسولیت موفقیتشان را به گردن مدرس یا موسسه یا شرایط زندگیشان بگذارند و در نهایت سیستم را مقصر بدانند تا خودشان را.

 

 

نتیجه گیری:

به جهانی که در آن زندگی می کنید نگاه کنید، انسانهای بازنده بسیارند، انسانهای متوسط اکثریت جامعه را تشکیل می دهند و انسانهای برنده همیشه اندک هستند، راز موفقیت ساده است، اما ساده به آن نمی رسیم! دشمن اصلی شما در مسیر موفقیت شما هستید! ذهن شماست که با خطاهای مختلف در تفکر شما را دلسرد می کند،تقریبا هر انسانی در زندگی برای رسیدن به موفقیت تلاش می کند، و تنها شاید کمتر از یک درصد انسانها به موفقیت کامل و تعالی در همه ابعاد زندگی می رسند، این مسئله در آمار و احتمالات تحت عنوان منحنی طبیعی برای انسانها توضیح داده می شود، این منحنی از آمار گرفتن در جامعه های بزرگ و در تمامی جهان به دست آمده است! اکثریت جامعه به مقدار صفر یعنی متوسط زیستن گرایش دارند و فقط گروه ممتاز یعنی کمتر از یک درصد جامعه به موفقیت های بزرگ و کامل می رسند، از امروز جهان را دوباره بررسی کنید! این طبیعت این جهان است، گرایش به قدر میانگین!

Normal4

اگر شما می خواهید یکی از آن برنده های مطلق در زندگی باشید، باید از خودتان شروع کنید، از ذهنتان شروع کنید و به شکل کاملا علمی به بررسی اشتباهات ذهنتان بپردازید و هرگز اجازه ندهید که اشتباهات شما در تفکر، مانع موفقیت شما باشند.

 

فراموش نکنید دلسردی، حسادت، سرزنش کردن دیگران، دروغ و طمع از اشتباهات رایج ذهن هستند که در اشکال مختلف و گاهی پیچیده جلوه می کنند و اکثریت جامعه را از رسیدن به آرزوهاشون بازمی دارند، انتخاب با شماست، یا ذهنتان را کنترل کنید، پرورش دهید و از اشتباه آزاد کنید، یا زندگی در گروه اکثریت، یعنی گروه متوسط را بپذیرید.

 

 

 

 

 

 

سه درس مهم در کنترل ذهن

 

 

 

 

افکار و احساستتون را بازرسی و تصحیح کنید، فراموش نکنید که اگر افکار فعلی شما درست بود هرگز شکست نخورده بودید.

Business Main Yoga Funny

از مانند اکثریت فکر کردن بپرهیزید، بلکه سعی کنید بهتر از اکثریت فکر کنید تا جزو گروه اندک ولی ممتاز جامعه باشید

Dont Be Mediocrity

فراموش نکنید که موفقیت به معنی داشتن بهترین شرایط نیست، به معنی بهترین تلاش در شرایط موجود است، حتی در خشکسالی نیز رویش ممکن است

Hope 2 570x379

 

با آرزوی موفقیت برای شما که به فردایی بهتر می اندیشید

بابک عبادی

 

 

 

 

نظر خود را اضافه کنید.

0
/component/komento/?controller=captcha&task=display&tmpl=component&captcha-id=9663
شرایط و قوانین.

کاربرانی که در این گفتگو شرکت کرده اند

  • http://www.gravatar.com/avatar/e9e2ef6798f8845505537e3048d1793d?s=100&d=mm

    مهمان (سکینه)

    خیلی ممنون راهنمایی شما منو از گرفتن یک تصمیم اشتباه نجات داد

برای کسب اطلاعات بیشتر در خصوص دوره ها و ثبت نام با ما تماس بگیرید

کارشناسان آموزش به سوالات شما پاسخ خواهند داد.

ارتباط با ما